یک تیغ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص مر.) ۱- متحد در جنگ. ۲- (عا.) یک دست، یکسره.واژه قبلی: یک تنهواژه بعدی: یک جا