واژه جو

یک شست

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یک شست . [ ی َ / ی ِ ش َ ] (ص مرکب ) هم نشین باشد و کنایه از دو رفیق و دو مصاحب هم هست . (برهان ) (از آنندراج ). هم نشین . مجالس . مصاحب . دو رفیق . (ناظم الاطباء). یک نشست .

معنی یک شست | واژه جو