واژه جو

یک پوست

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یک پوست . [ ی َ / ی ِ ] (ص مرکب ) یک لاقبا. (یادداشت مؤلف ) : کسوه بر کسوه شود همچو پیاز پیش تو مادح یک پوست چو سیر. سوزنی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی یک پوست | واژه جو