یکنداز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یکنداز. [ ی َ / ی ِ ک َ ] (اِ مرکب ) یکی از اقسام تیر چون سکزن و بیلک . (یادداشت مؤلف ). یک انداز : تا زده بر هدف سینه ٔ ما چرخ را هیچ یکنداز نماند. اثیر اخسیکتی . و رجوع به یک انداز شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یکنداز. [ ی َ / ی ِ ک َ ] (اِ مرکب ) یکی از اقسام تیر چون سکزن و بیلک . (یادداشت مؤلف ). یک انداز : تا زده بر هدف سینه ٔ ما چرخ را هیچ یکنداز نماند. اثیر اخسیکتی . و رجوع به یک انداز شود.