یکه سوار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(یَ یا یِ کِّ. سَ) (ص مر.) سوار یگانه، بی همتا در دلیری.واژه قبلی: یکه خوردنواژه بعدی: یکه شناس