واژه جو

یگانه

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

یکتا، یکه یک، احد واحد، فرید، مفرد، منفرد، یکی، منحصر، انفرادی، یک‌قطبی، مستقل منحصربه فرد، بی‌مانند، بی‌تا، بی‌همتا، استثنایی، برجسته، بی‌نظیر، برگزیده، سرآمد، تک، لنگه، تکی، تنها یکه‌تاز، مطلق، جهان‌شمول ویژه، خاص یکپارچه، چگال وحید یکی، یکدانه تک‌تک، جداجدا، یکی‌یکی، جداگانه مجرد نادر هرکدام

معنی یگانه | واژه جو