آب کرده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومآب کرده . [ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) محلول : قند آب کرده . ◄ مذاب : قلعی آب کرده .واژه قبلی: آب کردنواژه بعدی: آب کشیدن