آب کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آب کشیدن . [ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) حمل آب از جایی . ◄ بیرون آوردن آب با دلو و مانند آن از چاه و حوض و جز آن . نَزْح . ◄ تطهیر شرعی و نمازی کردن چیزی متنجس . ◄ شستن جامه ٔ صابون زده با آب خالص تا اثر صابون بشود. ◄ آب کشیدن زخم و جراحتی ؛ ریم و چرک پیداکردن آن بسبب آلوده شدن با آب ناپاک . هو کشیدن . ◄ آب کشیدن غذائی ؛ خورنده را تشنگی آوردن .