واژه‌جو

آباد جای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آبادجای . (اِ مرکب ) آباد بوم . آبادی : بپرسید از آن سرشبان راه شاه کز ایدر کجایابم آرامگاه چنین داد پاسخ که آباد جای نیابی مگر باشدت رهنمای . فردوسی .

معنی آباد جای | واژه‌جو