آبخواره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبخواره . [ خوا / خا رَ / رِ ] (اِ مرکب ) ظروف سفالینه که در آن آب یا شراب آشامند. آنچه که در آن آب توان خورد از سبو و جز آن : همه آبخواره بینی که ز ما کنندمستی اگر آبخواره سازند ز خاک ما سبویی . قاسم انوار. ◄ (نف مرکب ) آبخوار.