آخر زمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ. زَ) [ ع. ] (اِمر.)<BR>۱- دورة آخر.<BR>۲- قسمت واپسین از دوران روزگار که به قیامت متصل گردد، آخرالزمان.<BR>۳- مجازاً روزگاری که در آن حوادث نامعمول یا کارهای ناپسند زیاد روی میدهد. ؛ پیغمبر ~محمّد مصطفی (ص).<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ. زَ) [ ع. ] (اِمر.) ۱- دوره آخر. ۲- قسمت واپسین از دوران روزگار که به قیامت متصل گردد، آخرالزمان. ۳- مجازاً روزگاری که در آن حوادث نامعمول یا کارهای ناپسند زیاد روی میدهد. ؛ پیغمبر ~محمّد مصطفی (ص).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آخرزمان . [ خ ِ زَ ] (اِ مرکب ) آخرالزّمان . قسمت واپسین از دوران که بقیامت پیوندد : خواهم شدن بکوی مغان آستین فشان زین فتنه ها که دامن آخرزمان گرفت . حافظ. از آن زمان که فتنه ٔ چشمت بمن رسید ایمن ز شر فتنه ٔ آخرزمان شدم . حافظ. ♦ پیغمبر آخرالزمان یا آخرزمان ؛ رسول خاتم، صلوات اﷲعلیه . ♦ مهدی آخرزمان ؛ مهدی موعود علیه السلام .
واژگان فارسی سره واژهدان
سرانجام، پسین زمان، پایان روزگار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی