آدینده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آدینده . [ ی َ دَ / دِ ] (اِ) قوس قزح : عَلَم ابر و تندر بود کوس او کمان آدینده شود ژاله تیر. رودکی . و آن راکمان گردون، کمان بهن، کمان رستم، کمان شیطان، آفنداک، شدکیس، سرویسه، تیراژه، صدکیس، آزفنداک، ایرسا، طوق بهار، افنداک و درونه نیز خوانند و عامه آن را قالیچه ٔ فاطمه گویند.