آدینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آدینه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) نام روزی از هفته میان پنجشنبه و شنبه، و آن در پیش مسلمانان چون شنبه نزد یهود و یکشنبه نزد نصاری عید و روز آخر هفته باشد. جمعه . جامع. یوم الازهر : تا چو آدینه بسر برده شد آید شنبه تا چوماه رمضان بگذرد آید شوال ... فرخی . چندین محتشم بخدمت آمده اند و سوار ایستاده اند که روز آدینه است . (تاریخ بیهقی ). من سوی تو شنبه و تو نزد من چون سوی کودک شب آدینه ای . سنائی . ◄ عامه آدینه را مانند جمعه علم و اسم کنند مردان را : جمعه با زوجه ٔ خود گفت شبی که مرا با تو ز آدینه شکی است زن بدو گفت دوبینی بگذار پیش من جمعه و آدینه یکی است . شهاب ترشیزی . ♦ مثل شب آدینه ٔ اطفال ؛ روزی یا ساعتی خوش و فرخنده و خرّم . ♦ مسجد آدینه ؛ مسجد جمعه . جامع : تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح یا از در سرای اتابک غریو کوس لب از لب چو چشم خروس ابلهی بود برداشتن بگفته ٔ بیهوده ٔ خروس . سعدی . ♦ امثال : آدینه اش را گم کرده است ؛ معتادی را فراموش کردن میخواهد. احمدک استا نرفت روزی که رفت آدینه بود ؛ کاهلی کار کرد نه بوقت خویش . چه جمعه و چه آدینه . در پیش خرد شنبه و آدینه یکی است .