آرامیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آرامیده . [ دَ / دِ] (ن مف / نف ) ساکن . ساکت . مستریح . مطمئن . آرمیده . ♦ آرامیده شدن ؛ سجو. تفرج . ♦ آرامیده شدن ورَم و آماس ؛ انفشاش . ♦ آرامیده کردن ستور ؛ توقیر آن . تسکین او. ♦ آرامیده گفتن ؛تهوید. نرم گفتن . آهسته و شمرده گفتن .