آزاده خوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزاده خوی . [ دَ ](اِخ ) نامی است که فریدون بزن تور داد : زن سلم را کرد نام آرزوی زن تور را نام آزاده خوی زن ایرج نیک پی را سهی کجا بد سهیلش بخوبی رهی . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزاده خوی . [ دَ ](اِخ ) نامی است که فریدون بزن تور داد : زن سلم را کرد نام آرزوی زن تور را نام آزاده خوی زن ایرج نیک پی را سهی کجا بد سهیلش بخوبی رهی . فردوسی .