آزادکرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزادکرد. [ ک َ ] (ن مف مرکب ) آزادکرده . آزادشده . عتیق . معتق . محرّر. مولی : همه گفتند ما فرمان توکنیم و بنده و آزادکرد تو باشیم . (تاریخ سیستان ). من آزاد آزادکردان اویم که بنده ست چو من هزاران هزارش . ناصرخسرو.