آزر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آزر.[ زَ ] (ع ص ) اسبی که هر دو ران سپید دارد و دو پای پیشین سیاه یا برنگی دیگر. ◄ اسب که سرین وی سپید بود. (مهذب الاسماء). ◄ دشنام گونه ای که معنی آن کج طبع یا لنگ یا خرف یا مخطی است .
آزر. [ زَ ] (اِمص، اِ) مخفف آزار. (برهان ). ◄ (ص ) کج طبع. (برهان ).
آزر. [ زَ ] (فعل امر) صیغه ٔ امر از آزردن : نگار و صورت آن بت به هند و چین در هم شکست خامه ٔ مانی و رنده ٔ آزر نگار آزر و مانی غلام صورت اوست ز من بدین که بگفتم گر آزری آزر. سوزنی .