آشوبگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ)(ص فا.)۱ - فتنه جوی، شورش - خواه. ۲- فتان.مترادفها و واژههای مرتبطآشوبطلب، اخلالگر، بلواطلب، شورشگر، فتنهجو، مخل،مفتن، مفسدهجو، هلالوشجودلبر، دلفریب، فتان، فتنهانگیز ≠ آشتیطلب، سازشگر، مصلحواژه قبلی: آشوبواژه بعدی: آشوبیدن