آشوبیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) ۱- (مص م.) آشفته کردن. ۲- (مص ل.) آشفته و متغیر شدن. ۳- خشمگین شدن. ۴- فتنه بر پا کردن.واژه قبلی: آشوبگرواژه بعدی: آشور