آغوش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) میان دو دست فراهم آورده، بغل. ؛ به ~کشیدن به خود چسباندن کسی یا چیزی را.مترادفها و واژههای مرتبطبر، بغل، پهلو، صدر، کناربنده، غلام، کنیزقوشواژه قبلی: آغوزواژه بعدی: آغوشیدن