آفروشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفروشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) نام قسمی حلواست که از آرد و عسل و روغن یا از زرده ٔ تخم و شیره و شکر سازند، و آن را حلوای خانگی و حلوای سفید و اَفروشه نیز نامند و عرب آن را خبیص . (زمخشری ) (ربنجنی ). خبیصه . (ربنجنی ). و ابوطیب و ابوسهل و ابوصالح گویند : رفیقا چند گوئی کو نشاطت بنگریزد کس از گرم آفروشه مرا امروز توبه سود دارد چنان چون دردمندان را شنوشه . رودکی . این آفروشه ای است که زاغ است خوالگرْش هر دو قرین یکدگر و نیک درخورند. ناصرخسرو. ♦ آفروشه نان ؛ کنایت از چیزی بی اصل و دروغ است : هرچند این همه حال نیرنگ است و بر آن داهیان و سوختگان بنشود و دانند که آفروشه نانست باز مجاملتی در میانه نماند. (تاریخ بیهقی ). ♦ در آفروشه سیر دادن ؛ در صورتی خوب و فریبا آزار و رنجی رسانیدن . نظیردر لوزینه سیر خورانیدن : همه جهان شکر لطف تو گرفت و هنوز در آفروشه درون میدهی عدو را سیر. رضی الدین نیشابوری . ◄ بلغور گندم . (برهان ).