آفرید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفرید. [ ف َ ] (ن مف مرخم ) مخفف آفریده در اعلام و اسماء مرکبه، چون به آفرید و دادآفرید و گردآفرید و ماه آفرید : یکی خوب چهره پرستنده دید کجا نام او بود ماه آفرید. فردوسی . چو هنگامه ٔ زادن آمد پدید یکی دختر آمد ز ماه آفرید. فردوسی . ابا خواهر خویش به آفرید بخون مژه هر دو رخ ناپدید. فردوسی . سرودی به آواز خوش برکشید که اکنون تو خوانیش دادآفرید. فردوسی . بیامد به نزدیک گردآفرید چو دخت کمندافکن او را بدید... فردوسی .