آلوده کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آلوده کش . [ دَ / دِ ک َ ] (ص مرکب ) (از: آلوده، مُلوث + کَش، بغل و تهیگاه ) بی عفاف : یکی آلوده کش باشد که شهری را بیالاید هم از گاوان یکی باشد که گاوان را کند ریخن . رودکی (از فرهنگ اسدی، نسخه ٔ خطی قدیم ).