آمدشد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آمدشد. [ م َ ش ُ ] (اِمص مرکب ) آمد و شد. رفت و آمد. مراوَده : ندانی که ویران شود کاروانگه چو برخیزد آمدشد کاروانی ؟ منوچهری . ◄ تکرار : کشیده دار به دست ادب عنان نظر که فتنه ٔ دل از آمدشد نظر یابی . کمال اسماعیل .