آمودریا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آمودریا. [ دَرْ ] (اِخ ) نام باستانی جیحون، و آن رودیست میان خراسان و ماورأالنهر و یونانیان آن را به نام اوقسوس یاد کرده اند. آمو. جیحون . رود. ورز. آب . النهر. آمل . آمون . آبهی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آمودریا. [ دَرْ ] (اِخ ) نام باستانی جیحون، و آن رودیست میان خراسان و ماورأالنهر و یونانیان آن را به نام اوقسوس یاد کرده اند. آمو. جیحون . رود. ورز. آب . النهر. آمل . آمون . آبهی .