آمیغدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آمیغدن . [ دَ ] (مص ) آمیختن : میامیغ با راستی کج روی کهن چیز باشد پدید از نوی . فردوسی (از صاحب انجمن آرا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آمیغدن . [ دَ ] (مص ) آمیختن : میامیغ با راستی کج روی کهن چیز باشد پدید از نوی . فردوسی (از صاحب انجمن آرا).