واژه جو

آنح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آنح . [ ن ِ ] (ع ص ) دم برآرنده از تاسه و جز آن . بسختی نفس کشنده . ◄ آنکه تَنحنح کند. آنکه سینه روشن کند. ◄ مجازاً، بخیل، یعنی آنکس که چون چیزی از او خواهند تنحنح آرد از بخل . ج، اُنَّح .

معنی آنح | واژه جو