آویزه بند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آویزه بند. [ زَ / زِ ب َ ] (نف مرکب ) آویزه بندنده . آویزه بسته : چو گوش خدیو از لاَّلی ّ پند شد از روی اخلاص آویزه بند. هاتفی . ◄ (اِ مرکب ) بندی که رویان (جنین ) دانه را بجفت متصل کند. (فرهنگستان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آویزه بند. [ زَ / زِ ب َ ] (نف مرکب ) آویزه بندنده . آویزه بسته : چو گوش خدیو از لاَّلی ّ پند شد از روی اخلاص آویزه بند. هاتفی . ◄ (اِ مرکب ) بندی که رویان (جنین ) دانه را بجفت متصل کند. (فرهنگستان ).