آیاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آیاز. (اِخ ) ایاز. آیازاویماق . نام غلام محمودبن سبکتکین . این غلام برای کثرت فِراست و هوش و جنگجوئی و هم زیبائی و جمال محبوب سلطان بود : نکند کار تیر آیازی شل هندی ّ و نیزه ٔ تازی . ابوالفرج رونی . کاندر این راه جمله را شرط است عشق محمود و خدمت آیاز. سنائی . در دوره ٔ مسعود امارت قصدار و مکران داشته و در ٤٤٩ هَ .ق . وفات کرده است .