آیاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آیاس .(اِخ ) یاس ؟ : به آیاس و خلخ همی برگذر بکش هرکه یابی بخون پدر. فردوسی . نه ارجاسب مانم نه آیاس و چین نه کهرم نه خلخ نه توران زمین . فردوسی . که این گر بدارد زمانی چنین نه آیاس ماند نه خلخ نه چین . فردوسی .