آینده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آینده . [ ی َ دَ / دِ ] (نف، اِ) آنکه آید : زآنکه عشق مردگان پاینده نیست چونکه مرده سوی ما آینده نیست . مولوی . ◄ وارد. ◄ مستقبل . مستقبله . قادم . قادمه . آتی . آتیه . زمان پس از حال . وقتی که نیامده است : آینده نیامده ست و بگذشته گذشت . ♦ آینده و رونده ؛ صادر و وارد. ♦ سال آینده ؛عام قابل . عام مقبل . سال دیگر.