ابلاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابلاق . [ اِ ] (ع مص ) پیسه شدن . ◄ سپید دست و پا شدن تا ران . ◄ تمام گشادن دروازه را. فاگشادن در. ◄ بند کردن . بستن . (ازاضداد است ). ◄ بچه ٔ ابلق برآوردن فحل .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابلاق . [ اِ ] (ع مص ) پیسه شدن . ◄ سپید دست و پا شدن تا ران . ◄ تمام گشادن دروازه را. فاگشادن در. ◄ بند کردن . بستن . (ازاضداد است ). ◄ بچه ٔ ابلق برآوردن فحل .