ابلال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابلال . [ اِ ] (ع مص ) بِه ْ کردن از بیماری . ◄ از بیماری بِه ْ شدن . ◄ نجات یافتن . رستگار شدن . ◄ سیر کردن در زمین . ◄ بابار شدن و میوه آوردن درخت . ◄ عاجز شدن از فساد و بدی و بازایستادن . ◄ گریختن و گم شدن . ◄ غالب شدن . ◄ اءَبَل َّ العود؛ تر شد چوب و تراوید. (منتهی الارب ).