ابن حسام خوسفی | غزلیات | غزل شماره ۱۴۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن بنفشه تاب ده و بر رخ چو لاله فکن به غمزه صید دل عاشقان کن و آنگه بهانه بر نظر نرگس غزاله فکن میار باده تلخم که عیش من تلخ است ز لعل خویش میناب در پیاله فکن چو درد نامه عشاق خویشتن خوانی کرشمهای کن و چشمی برین رساله فکن مقال ابن حسام آتشی دل آشوبست ز دیده آب سرشکی بر بن مقاله فکن