ابن حسام خوسفی | غزلیات | غزل شماره ۱۶۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نظری سوی به ما کن صنما گاه به گاه کان دو رخساره ببینیم مگر ماه به ماه تا مگر نالهام از رهگذری گوش کنی میروم ناله کنان بر گذرت راه به راه تا به آیینه رخسار تو زنگی نرسد مینشیند شرر سینه من آه به آه سایه سرو سهی زآن قد دلجوی بجوی کام دل گر بدهد زآن لب دلخواه بخواه صیت شعر تو در افواه جهان ابن حسام منتشر گشت و به زودی برسد فاه به فاه