واژه جو

ابن عطیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن عطیر. [ اِ ن ُ ع ُ طَ ] (اِخ ) فرزند عطیر، حکمران رها. نصرالدولةبن مروان رها راتسخیر کرد و عطیر را بکشت و سپس بشفاعت صالح بن مرداس این شهر را به ابن عطیر بازداد و او در حدود سال ٤٢٠ هَ .ق . آنجا را بطاغیه ٔ روم واگذاشت و این امر سبب وقوع محارباتی چند میان ابن مروان و روم گردید.

معنی ابن عطیر | واژه جو