ابهاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابهاج . [ اِ ] (ع مص ) شاد کردن . (مصادر بیهقی ) (زوزنی ). شاد و مسرور ساختن . ◄ شادی کردن . شاد شدن . ◄ ابهاج ارضی ؛ صاحب نبات زیبا گردیدن زمینی . ◄ خوب و نیکو گردیدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابهاج . [ اِ ] (ع مص ) شاد کردن . (مصادر بیهقی ) (زوزنی ). شاد و مسرور ساختن . ◄ شادی کردن . شاد شدن . ◄ ابهاج ارضی ؛ صاحب نبات زیبا گردیدن زمینی . ◄ خوب و نیکو گردیدن .