ابهار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابهار. [ اِ ] (ع مص ) شگفت آوردن . ◄ توانگر شدن پس از درویشی . (از منتهی الارب ). ◄ سوختن از گرمای نیمروز. ◄ به نیمروز رسیدن . ◄ با زن بهیره نکاح کردن . ◄ متلون شدن در نرمی خوی و درشتی آن . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابهار. [ اِ ] (ع مص ) شگفت آوردن . ◄ توانگر شدن پس از درویشی . (از منتهی الارب ). ◄ سوختن از گرمای نیمروز. ◄ به نیمروز رسیدن . ◄ با زن بهیره نکاح کردن . ◄ متلون شدن در نرمی خوی و درشتی آن . (منتهی الارب ).