ابوالحرث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوالحرث . [ اَ بُل ْ ح َ ] (ع اِ مرکب ) اسمی است و جمع آن حُرّث و حُرّاث آید، و جمع حارث حُرّث و حوارث است .
ابوالحرث . [ اَ بُل ْ ح َ ] (ع اِ مرکب ) شیر. اسد. (المزهر) (مهذب الاسماء).
ابوالحرث . [ اَ بُل ْ ؟ ] (اِخ ) لیث بن سعدبن عبدالرحمن اصفهانی . قاضی و امام اهل مصر در فقه و حدیث . و شافعی گفته است لیث بن سعد افقه از مالک است . دخل او به سال پنج هزار دینار بود و عمده ٔ آن در صلات و عطیات صرف میکرد. منصوربن عمار گوید وقتی نزد لیث رفتم و او هزار دینار بمن دادو گفت با این حکمتی را که خدای تعالی بتو عطا فرموده صیانت کن . مولد او به سال ٩٤ هَ . ق . و وفات در ١٧٥به مصر و مدفن در قرافه ٔ صغری و قبر او مزار است .