ابوظبیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوظبیان . [ اَ ظِب ْ ] (اِخ ) ازدی . او از عمر و از او موسی بن عبداﷲبن یزید و ابوهند روایت کنند.
ابوظبیان . [ اَ ظِب ْ ] (اِخ ) جنبی کوفی . تابعی است و نام او حصین بن جندب و از سلمان حدیث کند. و او پدر قابوس است .
ابوظبیان . [ اَ ظِب ْ ] (اِخ ) حصین بن جندب . رجوع به ابوظبیان جنبی ... شود.