ابوعقال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ابوعقال . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابن علوان مغربی . یکی از زهاد و مشایخ اهل سلوک در مائه ٔ سیم . وی مجاور مکّه بود و صحبت ابوهارون اندلسی دریافته بود. مدفن او مکه و وفات وی در اواخر مائه ٔ سیم هَ . ق . است . رجوع به نامه ٔ دانشوران ج ٢ ص ٢١٧ شود.
ابوعقال . [ اَ ع ِ ] (اِخ ) الاغلبی . چهارمین ازملوک بنی الأغلب بتونس . از سال ٢٢٣ تا ٢٢٦ هَ . ق .
ابوعقال . [ اَ ع ِ ] (اِخ ) سعیدبن محمدبن جریج قیروانی . رجوع به سعید... شود.