اتهام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتهام . [ اِ ] (ع مص ) بتهامه درآمدن یا فروکش شدن در آن . (منتهی الارب ). ◄ ناگوار شدن . ◄ ناموافق شمردن هوای شهری : اتهم البلد؛ ناگوارد شمرد آنرا. (منتهی الارب ) . ◄ رفتن بشتاب و بازایستادن . ◄ بگرمای سخت رفتن .
اتهام . [ اِت ْ ت ِ ] (ع مص ) تهمت نهادن بر کسی . ازنان . افتراء. کسی را بچیزی تهمت کردن . (تاج المصادر). ◄ تهمت پذیرفتن . بدنام شدن .