واژه جو

اتیام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اتیام . [ اِت ْ تیا ] (ع ) ذبح کردن گوسپند تیمه . (منتهی الارب ). بکشتن گوسفند را در خانه . (زوزنی ). گوسفند علفی کشتن . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی اتیام | واژه جو