اثافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اثافی . [ اَ/اَفی ی ] (ع اِ) ج ِ اُثفیّه و اِثفیّه، بمعنی پایه ٔ دیگدان . سه پایه . ◄ دیگدان . اجاق . ♦ ثالثةالاثافی ؛ سیم پایه ٔ دیگپایه که بر بلندی طبیعی از زمین نهند و آن پاره ٔ سنگ پیوسته به تل ّ و پشته است که در پهلوی آن دو سنگ دیگر نهاده و دیگ بر آن نهند. ۩ سرفتنه . مبداء فساد که فتنه نمی خیزد جز از او. ♦ امثال : رماه اﷲ بثالثةالأثافی ؛ ای بالجبل، والمراد بداهیة. ◄ جماعت مردم . ◄ عدد بسیار. ◄ (اِخ ) نام چند ستاره است مقابل رأس القدر. (منتهی الارب ). شلیاق . نام دیگر صورت فلکی قیقاوس . (مفاتیح خوارزمی ).
اثافی . [ اَ/اَ فی ی ] (اِخ ) سه پشته در حدود خوارزم، در جهت مرو و بخارا. (الجماهر بیرونی ).