اثال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اثال . [ اَ/اُ ] (معرب، اِ) (از یونانی آیتال ) یکی از آلات کیمیا که از شیشه یا سفال کنند برهیئت طبقی با سرپوش و دم بطول یک ذراع و عرض یک بدست و برای تصعید جیوه و گوگرد و زرنیخ و جز آن بکار برند.
اثال . [ اَ/اُ ] (ع اِ) بزرگی موروثی و بزرگی ذاتی . (منتهی الارب ). بزرگواری .
اثال . [ اَ/اُ ] (اِخ ) نام کوهی . ◄ مردی منسوب بدین کوه . ◄ آبی است بنی عبس را یا قلعه ای است ایشان را. (منتهی الارب ). کوهی است بنی عبس را که میان او و میان آبی که مسافران بر آن نزول کنند آنگاه که از بصره بطرف مدینه روند به سه میل فاصله از بصره و آنجا منزل اهل بصره است پس از قوّ و گویند قلعه ای است در بلاد عبس نزدیک محلهای بنی اسد. (مراصد). ◄ دهی است در قاعه . (منتهی الارب ). ◄ وادیی است که آبش در وادی ستاره میریزد. (منتهی الارب ). و آن معروف به قدید است . (مراصد). ◄ آبی است نزدیک غمازه . ◄ موضعی است بین غمیر و بستان ابن عامر. (منتهی الارب ). و آن در راه حاج است . (مراصد). ◄ نام اسب ضمرةبن ضمره ٔ نهشلی . (منتهی الارب ). ◄ جائی از زمین یمامه از بنی اسد. (مراصد).