اجتناب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجتناب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) احتراز. پرهیز. پرهیز کردن . پرهیزیدن . دور شدن . (منتهی الارب ). دوری جستن . تجنب . تجانب . دوری . کناره کردن . گریختن از : مانا جناب بستی با منعمان دهر زین روی باشد از همگان اجتناب تو. مسعودسعد. حامد او تقوی و زهد در دنیا و پرستاری اولی القُربی و مادح وی اجتناب از هوی و عصیان . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ◄ با یک سوی شدن . (تاج المصادر). بیکسو شدن . (زوزنی ). پهلوشدن . گوشه گرفتن . (منتهی الارب ). ◄ جُنُب شدن . (تاج المصادر) (زوزنی ) (منتهی الارب ). ناپاک شدن از آرمش . ♦ اجتناب کردن ؛ پرهیز کردن . دوری کردن . ♦ اجتناب گرفتن ؛ اجتناب کردن : بادا جناب حضرت تو مرجع حیات بگرفته حادثه ز جناب تو اجتناب . انوری . ♦ اجتناب نمودن ؛ اجتناب کردن : همتش کز جیفه ٔ دنیا نماید اجتناب بشمرد لوح طلسم گنج از لوح مزار. محمدسعید اشرف .