اجتناح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجتناح . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مَیل کردن . اِنحِراف . چسبیدن . کج شدن . ◄ تیز رفتن ناقه، یا افتادن پاهای وی زیر دستها بجهت تیزروی . ◄ اعتماد کردن اسب در دویدن بر یک جانب . ◄ میل دادن کسی را. چسبانیدن . کج کردن . ◄ گشاده داشتن دو بازو را در سجده . اعتماد کردن بر دو کف دست در سجده و گشاده داشتن هر دو بازو را. تَجَنﱡح .