اجحار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجحار. [ اِ ] (ع مص ) اجحار نجوم ؛ باران نیاوردن ستارگان . ◄ اجحار قوم ؛ با قحط شدن قوم و بقحط رسیدن . (منتهی الارب ). ◄ بسوراخ (ددگان و خزندگان ) درآوردن . جنبنده در سوراخ کردن : اجحر فلان الضّب ؛ بسوراخ درآورد فلان سوسمار را و مضطرساخت تا اینکه بسوراخ درآمد. (منتهی الارب ) ◄ کار بر کسی تنگ گرفتن . (تاج المصادر) (زوزنی ).
اجحار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ جُحر. سوراخهای ددگان و خزندگان .