اجحاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجحاف . [ اِ ] (ع مص ) کار بر کسی تنگ گرفتن . کار بر کسی تنگ فراگرفتن . (تاج المصادر). تکلیف بمالایطاق . استیصال . اجتراف . ایذاء. اضرار. گزند کردن . ◄ همه چیز را گرفتن . ◄ بردن . (منتهی الارب ). ◄ اجحفت به الفاقة؛ محتاج گردانید او را حاجت و مضرّت رسانید. (منتهی الارب ). ◄ نزدیک شدن . (منتهی الارب ). با کسی نزدیکی نمودن . ◄ نقصان کردن . غایت نقصان کردن .