اجسام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اجسام . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ جِسم . تنها و کالبدها. و اکثر استعمال اجرام در لطیف است و اجسام در کثیف : جان ها از وحشت منازل اجسام روی با مرکز خویش نهاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ♦ اجسام آلیه و غیرآلیه ؛ رجوع بهمین کلمات شود. ♦ اجسام صلبه (اصطلاح کیمیا) . ♦ اجسام مایع (آب ) .